نيمه ي پنهان آقاي نيمه ي پنهان نويس!


« حسین شریعتمدارى »معروف به « برادر حسین » در تابستان سنه 28 در دماوند به دنیا آمد دشمنان گفته اند که در دوران کودکى طرفدار زمین داران بوده است !در این دوران به نیمه پنهان بچّه هاى همسایه خیلى علاقه نشان مى داد! ( فکر بد نکنید !)دوران مدرسه را در شهر رى سپرى کرد.


فعّالیّت هاى سیاسى و شبه سیاسى را در دبیرستان و بعد از سال 42 آغاز کرد .وقتى دیپلمه شد، با وجود اینکه در چند رشته قبول شده بود ، انگلیسى را برگزید(هیچ ارتباطى با نیک براون ندارد!) در همان سال هاى اوّل با یکى از اساتید درگیرشد( از عاقبت آن استاد بى اطّلاعیم!) و مجبور شد دانشکده ادبیات را متارکه کند ! سال بعد در رشته علوم آزمایشگاهى قبول شد و فهمید که مى تواند بسیارى از گلبول هارا از گلبول بودن خودشان پشیمان کند!


در خارج از دانشکده با دوستانش انجمن کاوش هاى علمى و دینى را راه انداخت(هیچ ارتباطى با انجمن ح.ندارد!) و یکى از هنرهاى دوستان انجمن شنود کردن بوده است؟!روزى روزگارى دستگیر شد و دوران بازداشت را در بازداشتگاه توحید سابق(کمیته مشترک اسبق!) گذراند و دانست که بازجو مى تواند دهان و دندان را سرویس و برخورد دندان شکنى بنماید .بعد از آن محکوم به حبس ابد شد و اندکى قبل ازانقلاب از بند بیرون آمد.


مدّتى در کمیته استقبال بود، ولى چون از اسم کمیته خوشش مى آمد به کمیته انقلاب پیوست .بیشترین فعّالیّت او در سالهاى اوّل انقلاب، دفتر سیاسى سپاه بود ویک نشریّه داخلى درمى آورد.


در سال 60 و بعد از آن به توهّمات پاسخ مى داد .ازجمله به نهضت آزادى(گفته اند که مراجعه پیرمردهاى نهضت به دندان ساز در آن سالها افزایش چشمگیرى یافتهبود!و دلیلش هم معلوم نیست!) وقایع جنگ را با دقّتى اطّلاعاتى ثبت مى کرد و با دقّتى بسیار بیشتر با متوّهمین ساکن انفرادى گفت و گو مى فرمود!؟ و آنها را چنان از توهّم خارج مى کرد که از این طرف کاملا "به آن طرف مى افتادند!ازجمله« احسان طبرى »  که بعد از مدّتى « توّاب » شد و علیه مارکسیسم کتاب نوشت و تا لحظه مرگ به برادر « حسین »ارادت داشت.


در سال هاى دهه 60 الباقى همکارانش مى گفتند" که یا برادر حسین !دست بردار .این کارها بى فایده است"و او که معتقد به برخورد مهربانانه با متوّهمین بود مى گفت" لا".گفته مى شود که از سال 68 به بعد به مسایل اطّلاعاتى !بسیار علاقه نشان مى داد.


در سنه 73 سرپرست کیهان شد و کیهان هم اطّلاعات شد (احتمالا روزنامه اطّلاعات!؟) .چون در کودکى نیمه پنهان بقیّه را عیان مى ساخت !در کیهان بر اساس شواهد و مدارک !بخش هاى پنهانى متوهّمین را عریان مى کرد!

بعدها به گروه « هویّت »  ساز پیوست و از لحظات درخشان بازگشت به خویشتن متوهّمین( که در شرایط کاملا "عادى جلوى دوربین، پشت سر خودشان بد مى گفتند!)فیلم ساخت.


وقتى فهمید  وزیر ارشاد اسبق موسوم به« خاتمى »  شاید کاندیداى ریاست « خاتمى »جمهورى شود، یادش آمد که کیهان نزدیک توپخانه سابق است و...! و.چندى بعد دریافت که در کیهان حکمتى است و هر چه بنویسد بعد از چند مدّت آنچه نگاشته اتّفاق مى افتد .مگر زلزله! پس اگر مى شنید قرار است چیزى به نفع به اصطلاح اصلاح طلبان (متوهّمین ) اتّفاق بیافتد چیزى مى نوشت و یکى از آنها احتمالا فتیله پیچ مى شد!


در باب «[ سعید حجّاریان[ کاشى » بسیار نوشت... !


وقتى در سال 77 عدّه اى نویسنده متوهّم تصادفا عمرشان را دادند به شما، نوشت که کار، کار اسراییلى ها بوده و وقتى وزارت اطّلاعات اعلام کرد که عدّه اى خودسر این کارها را کرده اند باز هم فرمود پس باز هم کار، کار اسراییلى ها بوده!( احتمالا دستگیر شده ها بعدا از توهّم خودسر بودن خارج شده اند و اسراییلى بودن خود راپذیرفته اند!)


 روزى یک بنده ی خدا!! در باب احتمال بازجو بودن برادر. « حسین » چیزهایى گفت برادر « حسین » فرمود :«! متأسّفانه ثواب بازجو بودن در نامه اعمالم ثبت نشده »

 

بیشتر در مورد آقای شریعتمداری بخوانید



6qa9edv.jpg.gif

درج يادداشت و نظرات

نام:
  ايميل:
توضيحات:
    نظرات ارسال شده:
  • محمد نظری:
    چقد ر مقالهتون شبیه عمو عطا مهاجرانی در سایت انگلیسی الشرقالاوسط است.