10 زن برتر جاسوسی دنیا؛
جاسوسی به سبک خانمها ! + عکس

جاسوسی تنها مختص به مردها نسبت و زنان نیز در طول تاریخ نقش بسیاری در پیشبرد فعالیت های جاسوسی داشته اند. سرویس اجتماعی نظام آباد شما را با 10 تن از معروفترین و تاثیرگذارترین جاسوس های زن تاریخ آشنا می کند.

 

1ـ ماتا هاری  محل تولد: هلند / تابعیت: هلندی آلمانی

جاسوس آلمان ها در خاک فرانسه

مارگارت گرترود رزله ملقب به ماتا هاری به عنوان یک زن مطلقه وارد خاک فرانسه شد و در آنجا حرفه ی رقاصی را پیش گرفت. در زمان جنگ جهانی اول با رقاصی و روسبیگری اطلاعات مهم نظامی را از افسران فرانسوی می گرفت و آنها را برای آلمان می فرستاد. در سال 1917 فرانسه متوجه کارهای ماتاهاری شد و او را به جرم جاسوسی اعدام کرد.

 

 

 

2ـ نانسی ویک محل تولد: نیوزیلند / همکاری با کشورهای فرانسه ، انگلیس، آمریکا و استرالیا

 

 

در زمان شروع جنگ جهانی دوم نانسی ویک در فرانسه خبرنگار بود. او داوطلبانه به خدمت نیروی مقاومت فرانسه درآمد و شبکه جاسوسی بسیار گسترده و کارآمدی را تشکیل داد.

 

به قدری در کار خود ماهر بود که نیروی پلیس مخفی نازی (گشتاپو) دو میلیون دلار برای سر او جایزه گذاشتند. پس از جنگ، پنج کشور فرانسه، انگلیس، آمریکا و استرالیا و نیوزیلند به خاطر خدمات شایان ویک از او تقدیر به عمل آوردند.

 

 

 

 

 

 

3ـ کریستیا شاربک  محل تولد: لهستان/ ملیت: انگلیسی

او مدت 6 سال برای انگلیس در کشورهای فرانسه ،مجارستان و مصر جاسوسی کرد. شهرت خود را زمانی کسب کرد که توانست جان دو جاسوس انگلیسی دیگر را که اسیر نیروی پلیس مخفی نازی بودند و قرار بود اعدام شوند، نجات دهد. او در سال 1952 به دست نامزد خود کشته شد.

 

 

 

 

 

 

4ـ ویرجینا هال     محل تولد: آمریکا / همکاری با کشورهای آمریکا، انگلیس و فرانسه

 

 

 

ویرجینیا هال به عنوان عضو سازمان جاسوسی انگلیس ماموریت های بسیاری را برای نیروهای مقاومت فرانسه انجام داد و توانست اطلاعات نظامی مهمی از آلمانی ها در اختیار نیروی مقاومت فرانسه قرار دهد.

 

 

 

 

 

 

5ـ وایولت سزابو   محل تولد فرانسه همکاری با کشورهای انگلیس و فرانسه وایولت

 وایولت سزابو نیز عضو سازمان جاسوسی انگلیس بود و در طول جنگ جهانی دوم با خرابکاری و جمع آوری اطلاعات از آلمانی ها در خاک فرانسه، خدمات ارزنده ای را به انگلیس و فرانسه داشت. او در سن 23 سالگی در سال 1945 توسط نیروهای آلمانی دستگیر و اعدام شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

6ـ لونا کوهن      محل تولد: آمریکا / همکاری با شوروی

 

 

 

لونا کوهن به همراه همسرش در انگلیس شبکه جاسوسی گسترده ای را تشکیل دادند و اطلاعات مهم نیروی دریایی انگلیس را برای شوروی مخابره می کردند.

 

 

 

 

7ـ الیزابت بنتلی

محل تولد: آمریکا /همکاری با شوروی

در طول جنگ جهانی دوم الیزابت بنتلی یکی از معروف ترین جاسوس های شوروی در آمریکا بود و ماموریت های بسیاری برای این کشور انجام داد.

 

 

 

 

 

 

 

 

8ـ شاهزاده استفانی جولیانا فون هوهنلوهه

محل تولد: اتریش/ همکاری با آمریکا و آلمان

استفانی جولیانا یکی از دوستان نزدیک آدولف هیتلر بود و برای نازی ها جاسوسی می کرد. او با استفاده از زیبایی خود به راحتی توانست در میان دولتمردان انگلیسی نفوذ کند و اطلاعات ارزشمندی در اختیار نازی ها قرار دهد.

9ـ بریتا تات محل تولد: دانمارک/ همکاری با دانمارک

بریتا تات در سال 1442 قبل از جنگ میان دانمارک و سوئد با یکی از شاهزادگان سوئدی ازدواج کرد. در هنگام جنگ دانمارک از او به عنوان جاسوس خود استفاده کرد و توانست اطلاعات نظامی ارزشمندی از طریق او بدست بیاورد. بریتا تات توطئه ی قتل شارلز هشتم را طرحی کرد اما ناکام ماند. پس از آن سارلز هشتم او را به جرم خیانت اعدام کرد.

10ـ ملیتا نورود محل تولد انگلیس /همکاری با شوروی

ملیتا نورود در سال 1940 به عنوان جاسوس شوروی در انگلیس فعالیت می کرد. او در طول جنگ سرد توانست اطلاعات ملی بسیار مهم  انگلیس  را در اختیار شوروی قرار دهد.

 



Nancy_Wake_(1945).jpg

درج يادداشت و نظرات

نام:
  ايميل:
توضيحات:
    نظرات ارسال شده:
  • اميد:
    خيلي جالب بود.ممنون اگراطلاعات يامرجعي دراينمورد داريد سپاسگزارميشوم دراختيارم بگذاريد.
  • شبنم:
    یکی دیگراز جاسوسان مشهور زن، مارگریت هاریسون جاسوس آمریکایی است که علیه شوروی در دوران جنگ جهانی اول زیر پوشش خبرنگار بمنظور کسب اطلاعات در روسیه و کشورهای مجاور به جاسوسی و گرد آوری اطلاعات پرداخت. این زن جاسوس که نظری بسیار نژاد پرستانه به ایرانیان بخصوص افراد ایل بختیاری داشت ، سپس زیر برنامه فیلم ساختن از کوچ ایل بختیاری با دو نفر دیگر به نام های ارنست شودساک و ماریان کوپر به منطقه بختیاری ها سفر کرد وفیلم معروف "علفزار" که مربوط به کوچ سالانه ایل بختیاری بمنظور رسیدن به مناطق گرمتر با گذشتن از کوه های پر پرف زاگروس که سفری پر خطر بود را فیلم برداری کردند و اولین و معروفترین فیلم مستند درجهان از ایل بختیاری ساخته شد. مارگريت هاريسون، که طرح ساختن فيلم ماجراجويانه را به او نسبت می دهند، درخانواده ی متمولی بزرگ شده بود که به ماجراجویی اشتیاق داشت. ماجراجويی های هاريسون بالاخره اورا درسمت جاسوس مخفی به خدمت اداره جاسوسی ارتش آمريکا زير پوشش خبرنگار – پوششی که اغلب توسط سازمانهای جاسوسی بکار گرفته شده است – کشاند. هاريسون به عنوان خبرنگار و با استفاده از آشنايی اش با جان ريد، که نيز آموزش خبرنگاري ديده بود ،سعی کرد هر طورشده ستاد بين الملل کمونيسم را برای اخذ هر گونه اطلاعاتی که بتواند بدست آورد مورد بازديد قرار دهد. هاريسون بالاخره همزمان بااجرای برنامه کمک آمريکا به قحطی زدگان اتحاديه جماهير شوروی، از زندان آزاد شد، و ازطريق خاور دور به آمريکا رفت.او در اين زمان خبرنگارمشهوری در آمريکا شده بود. این زن و دو نفر نامبرده در بالا بالاخره تصمیم گرفتند زیر پوشش تهیه فیلم به خاور میانه سفر کنند و پول لازم – 10000$ - توسط هاريسون جاسوس جمع آوري شد. جورج فولر کنسول آمريکا در شيراز و کاپيتان پيل کنسول بريتانيا در اهواز، اين سه نفر را برای رفتن به اهواز واز آنجا به ايل بختياری ياري دادند. اين سه آمريکايی به استاندار محلی و يک بختياري که به «شاهزاده» معروف بود معرفی شدند و «شاهزاده» خود مسؤوليت تسهيل گذشتن آنان را از کوه زاگروس در طول کوچ ايل بختياري به عهده گرفت. همراه شدن آنان با ايل بختياری و گذشتن از کوههاي زاگروس مملو از برف نزديک به مدت دو ماه، بين ماههای آوريل و مه 1924، بطول انجاميد. شرح حال جزئيات بعضي از عادات و رسوم بختياري ها در حين کوچ بطورمفصل برای اولين بار نوشته شد، و بايد براي کسانی که در رشته ی مردم شناسی پژوهش می کنند جالب باشد. درضمن شرح حال بختياری ها، جملات توهين آميز و نژاد پرستانه ی اين سه تن نمايانگر خود برتربينی آنان در مقابل بختياری هاي «وحشی» است. بختياری ها اين سه نفررا دعوت نکرده بودند که بروند و در سختی هاي زندگی با آنان شريک شوند. به عنوان نمونه، زمانی که هاريسون جاسوس مريض شد و کوچ ايل، از جمله کودکان و نوزادان، براي دو روز در آن سرماي شديد و يخبندان کوهستانی در ارتفاع 4000 متر متوقف ماند تا هاريسون بتواند قبل از حرکت مجدد ايل سلامتی و نيروی خود را باز يابد، هاريسون جملات زير را در مورد آنان نوشت: جدايی از بختياری ها براي من يا شودساک تأسف آور نبود. براستی، فقط ماريان کوپر بود که محبت بختياريها را به دل گرفت. آنان مردمانی دوست داشتی و جالب نبودند – خشن، ظالم، دزد، بدون هرگونه پيشينه ی فرهنگی . آنان تحت يک نظام فئودالی، بدون پيشينه فرهنگی، زندگی می کردند؛ بينهايت مادی، و تهی از هرگونه احساسات بشری بودند. دو خصوصيت عمده ای که داشتند تکبر و غرورنژاد پرستانه ی قوم خود ونفرت از هرگونه ضعف بدنی بود. حتی حيدر (راهنماي آنان) که ما هرروز می ديديم هيچوقت کوچکترين نشانی از دوستی و رفقاقت نشان نداد و در هرزمان که امکان داشت از ما سوء استفاده کرد. براستی، امير جنگ (رئيس ايل و افراد خانواده ی او، نه تنها افراد فقير ايل را مورد استثمار قرار می دادند، بلکه ساليانه مبلغ 65000 دلار هم از شرکت استعماری بريتانيا دريافت می کردند) می گفت که مردم "ايل او گراز اند." هاريسون همچنين با فراموش کردن خصوصيات بيابانهاي بکر و وحشي کشورخود، مانند بيابانهای آريزونا و نوادا، از «عقرب هايی با بدن منقش به بندهای زرد درمحلی که می خوابيديم» شکايت کرده، و اضافه مي کند «من ترجيح مي دهم بين ببرها باشم.» ولی، به رغم اين گفته ها، آنان از«مهمان نوازی» مردم ايل بختياری، که خود آنان را دعوت نکرده بودند، برخوردار شدند. انسان به فکر مي افتد که آيا، با توجه به اوضاع و احوال مشابهی در «غرب وحشی» [آمريکا]، آوردن اين نظرو نظرات فراوان مشابه، از احساسات نژادپرستانه سرچشمه نمی گيرد؟ مسلما"، خواندن مشاهدات دو استعمارگرانگليسی بنام هنری لايارد در نوشته ای با عنوان ماجرا های آغازين و نوشته ی سرراولينسون درمجله ی انجمن سلطنتی جغرافيا[ی بريتانيا]، بايد بر روی اين افراد اثر گذاشته بوده باشد، تا بختياری ها را «غيرسفيد پوست» همرديف «سرخپوستان» ديده بوده باشند، که زمين ها و مراتع شان توسط انگليسی های استعمارگر مصادره شده بود. با توجه به اينکه هاريسون به عنوان جاسوس مدت طولانی براي دولت آمريکا کارمی کرد، سئوالی که ذهن را تحريک می کند اين است که آيا محرک اصلي هاريسون، و اغوا وهمراه کردن دو نفر ماجراجوی ديگر با خود، دنباله ی همان مأموريت قبلی به منظور خدمت به دولت آمريکا نبود، که سعی داشت به منابع انرژی منطقه مملو از منابع نفتی دست يابد؟ در اين کتاب هيچ مدرکی که اين فرضيه را مورد تأييد قرار دهد به چشم نمی خورد. با اين همه، ترور رابرت ايمبری عضو کنسولگری آمريکا در تهران بوسيله متعصبین مذهبی ، يکماه بعد از اينکه اين سه نفر ايران را ترک گفتند، و شايعه ی اينکه اين ترور بعلت رقابت های نفتی توسط انگليسی ها صورت گرفته بود، و رها کردن تصميم آمريکاييان مبنی بر گرفتن امتياز اکتشاف چاه نفت در ايران، اين موضوع ارزش اين را دارد که مورد مطالعه قرار گيرد.